بازدیدکنندگان : 10595

آرشیو

سریال امپراطور دریا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1387
سرزمین من

یکم: گویا جدال اسمی خلیج‌فارس یا خلیج‌عربی در عرصه‌ی رسانه‌های جهانی و مجامع علمی و افکار عمومی دنیا پایانی ندارد که هیچ، تازه شروع هم شده است و هر روز باید منتظر فتنه‌ای بود. در آخرین مورد سایت گوگل این غول اطلا‌ع‌رسانی جهانی، در قسمت گوگل ارث خود در کنار نام خلیج‌فارس از نام خلیج‌عربی هم استفاده کرده و خشم کاربران ایرانی اینترنت را برانگیخته است. آنان نیز با تهیه‌ی توماری اعتراضآمیز، خواهان یک میلیون امضا از سراسر جهان هستند تا بتوانند مسوولا‌ن گوگل را به اشتباه بودن کار خود معترف و نام خلیج فارس را به صورت اولیه‌اش برگردانند. سال قبل در یک مورد همانند این، ایرانیان سراسر جهان با هماهنگی بی‌سابقه‌ای توانستند مشکلی مشابه را از سر خود بگذرانند که به بمب گوگلی مشهور شد و خاطره شورانگیز این حرکت ملی در سطح اینترنت که توسط یک دختر خانم جوان ایرانی ساماندهی شد هنوز در خاطره‌ها مانده است. در مورد تازه اما اگر چه پای احزاب رسمی کشور نیز به میان کشیده شد و جبهه‌ی مشارکت عملا‌ً به صف معترضان پیوسته است اما امضاهای جمع شده از مرز 200 هزار نگذشته است که متأسفانه به خوبی نشان می ‌دهد که استفاده از حس ملی نیز تا حدودی می‌تواند در این دعواها جواب بدهد و پس از مدتی به سماجت طرف مقابل و تکرار مسأله‌ی تنهایی و خستگی فراگیر شده و موضوع برای همه عادی خواهد شد.

دوم: این غوغای رسانه‌ای درست در میانه‌ی دعوانی دیگری رخ می‌دهد که بر سر فیلم ضد اسلا‌می فتنهدر گرفته است و باعث اتحاد رسانه‌ای در جهان اسلا‌م شده بود. اما برادران و خواهران عرب ما بارها نشان داده‌اند که حاضرند دعواهای بزرگ را به خاطر مسایل کوچک بر هم بزنند به خصوص اگر یک سر دعوا غرب و سر دیگران ایران باشد! و فرقی هم نمی‌کند که میهمان اجلا‌س سران آن‌ها سید محمدخاتمی اصلا‌ح‌طلب باشد یا دکتر محمود احمدی‌نژاد اصول‌گرا.

سوم: جدال اسمی خلیج‌فارس و خلیج‌عربی یک خوبی دارد که اگر شده، یک لحظه نیز به این مسأله فکر کنیم که به جای غرق شدن در جنگ رسانه‌ای و سینه چاک کردن برای نام این خلیج (با همه‌ی اهمیتش) اندکی به زندگی مردمانی که عمری است بر ساحل این دریای نیلگون زندگی می‌کنند، نیز فکر کنیم. به این فکر کنیم که هنوز که هنوز است، مردم شهرستان لنگه در حاشیه‌ی همین خلیج، آب سالم و دائمی برای نوشیدن ندارند! به این فکر کنیم که از لیردف در شرقی‌ترین نقطه‌ی هرمزگان تا شهید محمدی بندرعباس یک بیمارستان مجهز و آبرومند برای ساحل‌نشینان نساخته‌ایم! به این فکر کنیم که جاده‌ی میناب- جاسک یک ربع قرن از ساختنش می‌گذرد! به این فکر کنیم که کشتی‌های صید صنعتی در تخلف‌های آشکار به جای رفتن به اقیانوس، در کنارها به صید غیرقانونی می‌پردازند و زیست‌گاه‌های محلی را از بین برده‌اند و تور صیادان شیبکوه و سلخ و لنگه و بندرعباس و جاسک روزبه‌روز خالی و خالی‌تر می‌شود! به این فکر کنیم که بیماری جاروی جادوگر20 سال است که در منطقه نفوذ کرده و باغستان‌های لیمو را یکی‌یکی می‌بلعد و خشک می‌کند و نه خبری از راه چاره است و نه بازتاب رسانه‌ای در حالی که فقط موضوع افت فروش چای شمال در سال قبل، چه جنجالی از سطح رسانه و دولت گرفته تا مجلس به پا کرد! به این فکر کنیم که بنا بر آمار، سهم اشتغال جوانان بومی از صنایع نفت و گاز عددی قابل ارائه نیست و هنوز در سطح ارشد که هیچ در سطوح میانی مدیریت‌های دولتی استان نامی از مردمان بومی این خلیج‌ نیست.

چهارم: یقیناً غیرت ملی مردم ما جواب این تحریفات جدید در نام خلیج‌فارس را خواهد داد و ما دعوای خانگی را به نزد اجنبی نخواهیم برد اما...

از یاد نبریم خلیج‌فارس از آن مردمانی است که بر ساحل آن زندگی عزت‌مندی داشته باشند تا به ماندن و مردن در این خاک افتخار کنند و گرنه تشکیل دادن زنجیره‌های انسانی در ساحل بندرعباس و برافراختن بزرگ‌ترین پرچم در لنگه و هوا کردن هزاران بادکنک در میناب و قشم و... امثال این مراسم‌ها در هر کجای سواحل این خلیج که باشد، جوابی بر تبعیض، فقر و توسعه نیافتگی منطقه نخواهد بود. باید قبول کنیم که ایران از آن همه‌ی ایرانیان است نه فقط برخی از آنان.



عناوین آخرین یادداشت ها

لینک دوستان